الشيخ الأميني ( مترجم : شاهمرادى )

19

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى )

بصيرتى كه ؛ از أمر خود داشتند ! و هدايتى كه ؛ از پروردگارشان بود ، باقيانوس ( بيكران إطمينان و ) يقين ، فرو رفتند ! و از علوم و معارف إلهى ؛ بعاليترين مقام ! و بالاترين قلّهء كمال ! رسيدند ! . ( اين رشته ، رشتهء علوم و دانشى است كه ؛ ) از نبىّ أعظم صلّى اللّه عليه و آله ، به ارث بردند . از اينرو ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام ، اوّل فردى از صحابهء رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله است كه ؛ در تفسير قرآن ، سخن گفت . و او ، بلامنازع ( و بدون إستثناء ) در كتاب اللّه و تأويلش ، از همهء مسلمين ، داناتر است . از إبن مسعود ، روايت است كه : « همانا ؛ قرآن ، بر هفت حرف ، نازل شده ! از آن ، حرفى نيست ، مگر اينكه ؛ برايش ظاهرى و باطنى است ! . و همانا ؛ على ( كسى است كه ؛ ) علم ظاهر و باطن ، نزد او است . » « 1 » و « سيّد أحمد زينى دحلان » در كتاب ؛ « فتوحات إسلاميّه » گفته است كه : « على رضى اللّه عنه ، چنان بود كه ؛ خدا ، علم زياد و كشفيّات فراوانى به او عطا كرده بود . أبو طفيل ، گفته : ديدم ؛ على ، ضمن سخنرانى ميگويد : [ از من ، ( هرچه بخواهيد ) از كتاب خدا ، سؤال كنيد ! به خدا قسم ! آيه‌اى نيست ، مگر اينكه ؛ من داناترم : شب نازل شده ! ؟ يا روز ! ؟ در هامون ! ؟ يا در كوه ! ؟ . و اگر ميخواستم ، هفتاد شتر از تفسير فاتحة الكتاب ، بار ميكردم ! . ] إبن عبّاس ، رضى اللّه عنه ، گفته : [ علم رسولخدا ، از علم خداى تبارك و تعالى است ! و علم على رضى اللّه عنه ، از علم پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم است ! ، و علم من ، از علم على رضى اللّه عنه است ! و علم من و علم أصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم ، در برابر علم على رضى اللّه عنه ، چيزى نيست ! جز ، مانند قطره‌اى در هفت دريا ! . ] و گويند كه ؛ عبد اللّه بن عبّاس ، براى على رضى اللّه عنه ، زياد گريه كرد ! تا اينكه ؛ بينائيش از دست رفت ! . و نيز ، إبن عبّاس گفته است كه : هرآينه ! نه دهم از علم و دانش ، به علىّ بن أبيطالب ، داده شده ! و قسم به خدا ! تحقيقا ؛ در يكدهم ديگر ( نيز ) شريك مردم است ! . » « 2 » و عترت پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله - كه راهنمايان حقيقىاند - بعد از جدّ أطهر و پدر ( بزرگوارشان ) باسرار كتاب حكيم خدا ، داناترين مردم‌اند . هم اينها پرچم هدايت ! و محلّ أنوار إلهى ! و چشمه‌هاى إيمان و يقين‌اند ! . و خانه‌هايشان جاى فرود آمدن وحى آشكار خدا است . و بخاطر جلالت كتاب اللّه ! و بلندى مقام ! و برترى منزلتش ! دانشمندان مسلمان ، بتفسير و بيان علوم و كشف أسرارش همّت گماشتند . و در اين زمينه ، بآثارى كه از پيامبر أعظم صلّى اللّه عليه و آله ، و عترت هاديش رسيده است ؛ تكيه كردند - بخاطر نهيى كه از آنها ، دربارهء تفسير برأى ، صادر شده است ! - . بنابراين ؛ تمام كسانى كه بتفسير همهء قرآن - يا بتفسير پاره‌اى از سوره‌ها و آياتش - پرداخته‌اند ، و يا از علوم و أسرارش بحث كرده‌اند ، ( همگى ) چاره‌اى نديدند ، ( جز ) اينكه ؛ بروايات رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ،

--> ( 1 ) - الغدير ، جلد 2 : 45 ، و جلد 3 : 99 . ( 2 ) - الغدير ، جلد 2 ، صفحه 45